1
دانش آموخته دکتری سیاستگذاری عمومی، دانشگاه باقر العلوم علیه السلام، قم، ایران
2
استاد تمام علوم سیاسی، دانشگاه باقر العلوم، قم ، ایران
3
استادیارعلوم سیاسی، دانشگاه باقر العلوم، قم ، ایران
10.22084/rjir.2026.31863.3988
چکیده
زمینه و هدف: فقه شیعه، پس از تأسیس جمهوری اسلامی، با یک لزوم تحول پارادایمی بیسابقه از «فقه فردی» به «فقه حکومتی» مواجه شده است. این تحول، نیازمند یک متدولوژی اجتهادی است که واحد تحلیل را از فرد به ساختارهای کلان ارتقا داده و مبنای استنباط را بر اهداف عالی شریعت (مقاصد کلان) قرار دهد. با این حال، جریان فکری سنتی، با نفی هرگونه نگاه مقاصدی، فقه را به جمود بر ظاهر و ناکارآمدی در امر حکمرانی دچار نموده است. این پژوهش اثبات میکند که اجتهاد حکومتی در منظومه فکری آیتالله خامنهای، عمیقاً بر متدولوژی «فقه کلان مقاصدی» استوار است.
روششناسی: این تحقیق کیفی با راهبرد هرمنوتیک تاریخی-فقهی، بیانات کلیدی مقام معظم رهبری را در حوزههای حکومتی (اقتصاد، عدالت، و قانونگذاری) تحلیل میکند.
یافتهها: یافتههای این پژوهش به صورت قاطع نشان میدهد که رویکرد ایشان در سه رکن کلیدی فقه کلان صورتبندی میشود: ۱. بازتعریف مقاصد کلان حکومتی (مانند عدالت، پیشرفت، افزایش ثروت ملی) به عنوان معیار اعتبار حکم. ۲. تفکیک قاطع «مقاصد ثابت» از «ساختار متغیر» (پساساختارگرایی فقهی). ۳. بهکارگیری مقاصد کلان به عنوان «فیلتر نظارتی» برای حل تزاحم میان احکام ظاهری و غایات نظام.
نتیجهگیری: این پارادایم اجتهادی، با احیای ظرفیت اصیل مقاصدی در فقه شیعه، نه تنها فقه را به ابزار کارآمد و پویای حکمرانی تبدیل میکند، بلکه پاسخی قاطع به واپسگرایی و جمود بر ظواهر نصوص است.